خرید بک لینک

فکر کنم سه چهار سالی گذشت از نبودنم

نمیدونم یهو چی شد دیگه نیومدم

الان خودمم باورم نمیشه که ماشالله ماشالله مادر یه دختر ۳ ساله ام ☺️

سه تا از کتابام چاپ شده

برچسب: نویسنده: سارا زارعی‌پور تاريخ: دوشنبه 27 فروردين 1403 ساعت: 18:00

۵۸۸بلاخره دلو به دریا زدم و بعد از یه غیبت طولانی به دنیای وبلاگ نویسی برگشتمدرسته زندگیمون گره خورده با دنیای جذاب و پر رنگ و لعاب اینستاگرامولی به جرعت میتونم بگم هیچ اپلیکیشینی به سادگی و روانی وبلاگ نمیشهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا زارعی‌پور تاريخ: شنبه 4 تير 1401 ساعت: 3:32

۵۸۹

آن کس که بداند و بداند که بداند
اسب خرد از گنبد گردون بجهاند
آن کس که بداند و نداند که بداند
آگاه نمایید که بس خفته نماند
آن کس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند
آن کس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند...

+خیلی جالب و پر مغزه این چند تا بیت!

برچسب: نویسنده: سارا زارعی‌پور تاريخ: شنبه 4 تير 1401 ساعت: 3:32

587

بعد از چند ماه لپ تاپ خریدن عزمم رو جزم کردم و سعی کردم اینترنتشو وصل کنم با یه کابل یو اس بی از گوشی به لپ تاپ تونستم با نت گوشیم وصل بشم و صفحه ی وبلاگمو باز کنم خداروشکر الان ساعت 7 غروبه امروز سرکار نرفتم قراره تا شنبه نرم سرکار اتفاقای خوب جدیدی در زندگیم رخ داده که هنوز کامل باورش نکردم بازم میام از این اتفاق خوب و ناب براتون می نویسم

برچسب: نویسنده: سارا زارعی‌پور تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 11:26

577تا بحال دره نوردی رفتید؟29مرداد یکی از هیجان انگیزترین و در عین حال ترسناک ترین روزهای زندگیم بود دوست همسری که سرپرست تور بود پیشنهاد داد با گروهش به دره نوردی بریم ما هم که هیچ پیش زمینه ای نداشتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:28

578پنج شنبه همراه خواهرجونی به نمایشگاه گل و گیاه رفتیم یه جورایی برامون تکراری بود این نمایشگاه دو بار در سال برگزار میشه که یکیش که تو فصل بهاره و جشنواره لاله هاست خیلی قشنگتره و از اونجایی که هر ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:28

579هفته گذشته رو کامل مهمون داری کردیم مهمونا از راه دور اومده بودن و در واقع مهمونای مادرشوهرم بودن و همسرم هم که از خود گذشته یک هفته مرخصی گرفت و گفت تو هم مرخصی بگیر و بریم در خدمت مهمونای مامانم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:28

580امروز اول مهره پاییز مهربون از راه رسید درسته که با سوز و سرماش حساسیت من شروع میشه ولی هر فصل خدا قشنگیای خودشو داره.روزهای از پی هم میگذرند و خداروشکر همه چی خوبه حقوق سرکارمونو روزمزد کردیم و مبادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:28

581تو پست قبل گفته بودم که دعا کنین اون قضیه جور بشه ولی الان می فهمم حکمت خدارو که نباید اصلا جور میشد چون اگه قسمت میشد آخرش ناراحتی و غصه و جدایی بود چه بهتر که زود تموم شد خدایا شکرت منتظر بهترین ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:28

582من همیشه دلم میخواست کارم نیمه وقت باشه تا به ورزش و کارای دیگم هم برسم خیلی وقت بود دنبال باشگاهی بودم که تایمش با کارم جور باشه و از سرکار یه راست برم باشگاه و نرم خونه دوباره برگردم خداروشکر یه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:28

583چند روزه یه غم بزرگ افتاده تو وجودم اینقدر گریه کردم ولی کاری از دستم برنمیادآخر هفته رفته بودیم چالوس خونه یکی از دوستان همسرم خیلی داشت خوش میگذشت که نمی دونم چرا چرخ روزگار باهام بد تا کرد.رفتم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:28

584قرار بود این پست رو وقتی بنویسیم که انگشترام پیدا شده باشه ولی متاسفانه....دیگه دارم مطمئن میشم دزدیده شده مادرشوهر و خواهر شوهرم میگن صد در صد دزدیده شده وگرنه دو تا انگشتر با هم گم نمیشن....دوست ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:28

585سلام دوستان عزیزمیه چند وقته تو فکر نی نی هستم من که اصلا دلم بجه نمی خواست الان به این نتیجه رسیدم که باید به فکرش باشم به قول دوستی که میگفت اگه یه روز خواستی و نشد چی؟ اگه چند سال طول کشید تا بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:28

586سلام دوستان شب یلدا نزدیکه و معلوم نیست کجا بریم مهمونی؟ خونه مادرشوهر یا خونه مامانمینادلم میخواد لباس ست قرمز بخرم با همسری ولی خوشگلشو پیدا نکردم خودم یه لباس قرمز دارم شاید فقط برای همسری خریدمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:28

576جشن تولد خداروشکر بخوبی برگزار شد و مهمانها برای کادو پول دادند و نصفش را خرج کردم!همسرجانم قراره برام کتونی خوشگل موشگل بخره که هنوز فرصت نکردیم بریم بازار!اوضاع کار خوبه یه روز خلوته و یه روز شلادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا زارعی‌پور تاريخ: سه شنبه 21 خرداد 1398 ساعت: 2:46

صفحه بندی