باز هم مهمان برای تازه عروس
-
تاریخ: 1397/11/12 ساعت: 0:02
526 بازم مهمانی! من نمی فهمم چرا خاله همسری قدرت درکش اینقدر پایینه که نمی فهمه به این زودی خونه تازه عروس شام تلپ نمی شن! میدونم لحنم خیلی عصبی و بی ادبانه هست ولی خدایی به هر کی می گم می گه حق با تو
مهمانی خاله همسری
-
تاریخ: 1397/11/12 ساعت: 0:02
527 سلام دوستان پنج شنبه خوشگله از راه رسید! دیشب مادرهمسری زنگ زد که فردا میام کمکت منم گفتم زحمت نکشید همه کارها رو کردم اونم برگشت گفت ماشالله عروسم کدبانوست! کلی ذوق کردم امروز ظهر سریع برم خونه
امید
-
تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 18:37
479 آخر هفته ی خوبی بود خداروشکر دلم روشنه آرزوهای دیرینه ام برآورده میشه بزودی خدایا نا امید,م نکن... “فقط بخاطر داشته باشید : همیشه اون بیرون افرادی هستند که بیشتر از شما خوشحالند درحالی که کمتر از شما دارند.” اریک توماس
امروز زیباست
-
تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 18:37
480 امروز, نه و ده دقیقه رسیدم جلوی درمحل کار هر چی زنگ آیفون رو زدم کسی جواب نداد مطمئن شدم بازم صاحبکارم دیر کرده بیست دقیقه جلوی در معطل شدم و از سرما یخ زدم یکدفعه به ذهنم رسید دیروز آیفون خراب بود
دو جا در یک زمان
-
تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 18:37
481 تا حالا شده دلتون بخواد تو یه زمان, دو جا باشید؟ دیشب من محفل گرم خانواده ام رو داشتم و از طرفی دلم میخواست برم منزل همسری! دو راهی سختی بود! ولی همسرجان پیروز شد چون تنها بود و منم دل نازک! تنها
کارهای خانه
-
تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 18:37
482 دیشب ساعت هشت و نیم رسیدیم خونه همسری (مادرشوهرم نبود)سریع رفتم تا شام درست کنم! سفره را انداختم شام را خوردیم جمع کردم ظرفا رو شستم برای سرکار خودم و همسری ناهار و سالاد بستم گاز و یخچال رو تم
یکی شدن
-
تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 18:37
483 بنظرتون چطور میشه زن و شوهر با هم یکی می شن؟ میشه برام توضیح بدید؟ یه سوتفاهم برام پیش اومده!
جهیزیه تموم نشدنی
-
تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 18:37
484 پنج شنبه خوشگله از راه رسید! امروز ماشین آوردم و اصلا تو سرکار آروم ندارم دلم میخواد فقط بشینم پشت فرمون و برونم ساعتم مثل لاکپشت حرکت میکنه تازه ساعت 11 هست و باید سه ساعت دیگه صبر کنم! با خودم م
طبیعت گردی
-
تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 18:37
485 چند ماهی میشد بخاطر مسایل پیچیده خریدن جهیزیه و خونه و جشن مسافرت رفتن را کنسل کرده بودیم ولی این هفته با اینکه باز هم همه چیز نصفه نیمه مانده باز هم فیلمان یاد هندوستان کرد! همراه پسرخاله همسرجان
بخند به روی دنیا
-
تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 18:37
486 یکی از دوستان اعتراض داره که چرا همش از مسافراتای آخر هفته پست میذاری و منم عاشق سفر رفتنم! والا چی بگم این چند ماهه اخیر اینقدر درگیری فکری و ذهنی داشتم که واقعا یه طبیعت گردی ساده برام لازم بود
دکتر پوست
-
تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 18:37
487 شده شب لاک بزنید صبح پاک کنید؟ دیشب با حوصله لاک آبی انتخاب کردم و با دقت زدم صبح به سرم زد پاکشون کنم!!!!!!!!!!!! فکر کنم زیادی فکرم مشغوله! *** امروز صبح رفتم دکتر, پوست, و مو برای ریزش شدید موهام
خرده ریز
-
تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 18:37
488 خرید جهیزیه تمومی نداره روز به روز زاد و ولد میکنه! دیروز به بازار رفتیم و هزینه قسمتی از خرده, ریزها 500.000 تومن شددد! حالا بماند که امروز هم دوباره باید برویم و لیست جدید را بخریم! بازم شکر ...خدایا شکرت....
صورتی پاستیلی
-
تاریخ: 1397/4/28 ساعت: 14:51
375سلام دوستان من سرویس آشپزخانه ام رو لیمون خریدم رنگ صورتی پا&#
عروسی
-
تاریخ: 1397/4/28 ساعت: 14:51
376اینقدر حرصم میگیره مادر همسری از دخترایی صحبت می کنه که بدون &#
هزار پا
-
تاریخ: 1397/4/28 ساعت: 14:51
377دیروز به دیدن فیلم هزارپا رفتیم نمی دونم چرا فضاهای فیلما رو &#
هیچ مشکلی بدون راه حل نیست....
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 22:30
نوشتن، آدم رو آروم میکنه وقتی یه حرفایی هست که به کسی نمی تونی بگی یا سنگ صبوری نداری میتونی یه قلم و کاغذ برداری یا بری سراغ کیبورد و تمام حرفاتو توش خالی کنی اونوقته که آروم میشی و یه نفس راحت میکشی...
منتفی شد
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 22:30
پست صد و پنجاه و هفتخرید جهاز تا اطلاع ثانوی منتفی شد یه سری مسائل هنوز حل نشده و تا حل نشه من هیچ ذوق و شوقی برای خرید ندارم.... به امید تو خدای مهربونم.... برچسبها: جهاز
زمان
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 22:30
پست صد و پنجاه و هشتحرص و جوش خوردن فایده ای نداره من حرف آخرمو زدم و منتظر می مونم زمان بگذره و خدا بهم معجزه ای نشون بده... چرا روزهای قشنگ جوانی ام را حرام یک فکر کنم که ممکنه اصلا اتفاق نیفته!؟ خدا بزرگه هوای همه ی بنده هاشو داره. قانون تصور کردن و جذب هم فراموش نمیشود!
شر و خیر
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 22:30
پست صد و پنجاه و نهدیروز یه اتفاق خیلی بد افتاد هنوز صحنه هاش جلوی چشمامه با اینکه حال خودم خیلی خراب بود ولی همش داشتم مادرشوهرمو دلداری میدادم و از خودم غافل شده بودم ولی این اتفاق باعث و بانی یه اتقاق خیلی خیلی خیلی خوب شد که به نظر من اگه این اتفاق همیشگی بشه یکی از آرزوهای من برآورده میشه.... ه...
معتاد کرانچی
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 22:30
پست صد و شصتباید اعتراف کنم که معتاد شدم معتاد کرانچی تند ! با اینکه خیلی تنده و با سختی میشه خوردش ولی باز دلم هواشو کرده +من شکمو نیستم فقط چون فلفل چربی سوزه میخورم والا